فایل صوتی گفتوگو با سینا نیکو
هیچ چیز شیرینتر از شنیدن قصه موفقیت کسی نیست که دقیقاً همان مسیری را رفته که تو در ابتدای آن ایستادهای. این مصاحبه، دقیقاً همین قصه واقعی و شنیدنی است. امروز میزبان کسی هستیم که با انگیزه و پشتکار، موانع کنکور و مصاحبه را یکی پس از دیگری کنار زده تا به آرزوی معلمی برسد. در این گفتوگو، از تجربههای درسخواندن، مقابله با ناامیدی و رمز و رازهای یک مصاحبه موفق میشنوید. برای دیدن مطالب بیشتر مرتبط با «مصاحبه با قبولی فرهنگیان» با کنکور سلام همراه باشید.
نام و نام خانوادگی: سینا نیکو
رشته و دانشگاه قبولی: ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید مفتح تهران
تراز کنکور (معرفی به ارزیابی): ۸۰۰۰
تراز دفترچه فرهنگیان: ۶۸۰۰
تراز ارزیابی شایستگی (مصاحبه): ۹۰۰۰
تراز سوابق تحصیلی (امتحان نهایی): ۷۸۰۰
تراز کل ملاک پذیرش نهایی: ۸۱۵۰
مصاحبهگر: امیررضا خدیبی

سلام به کنکور سلامیهای عزیز، معلمان آینده ایرانزمین. امیدوارم حال همگی عالی باشه. در این قسمت از ستارههای کنکور سلامی در خدمت یکی از قبولیهای ۴۰۴ هستیم، جناب آقای نیکو. درود بر شما، عرض احترام.
سلام، وقتتون بخیر. و همچنین سلام به همه معلمهای آینده. امیدوارم هر جای ایران که هستید سلامت و پیروز باشید.
سپاس از شما. خب جناب آقای نیکو، لطفاً خودتون رو به طور کامل برای ما معرفی کنید، همراه با رشته و محل قبولی.
بنده سینا نیکو هستم، رشته ادبیات فارسی، ورودی ۴۰۴، پردیس شهید مفتح شهر تهران.
بومی خود تهران هم هستید؟
بله، بومی خود تهران.
خیلی خب. بفرمایید سینا جان که چطوری اصلاً وارد مسیر معلمی شدید؟ علاقه از کجا شکل گرفت؟ آیا علاقه درونی بود صرفاً یا مشوق بیرونی هم داشتید؟
داستان من برمیگرده به همون متوسطه اول. کلاس هشتم و نهم بودم که یه جا بهم فرصت تدریس دادن، رفتم برای درس دادن به بچههای ابتدایی. اونجا بود که اون حس معلمی در من شکل گرفت و فهمیدم که خیلی دوستش دارم و میتونم خیلی هم عالی انجامش بدم. پس بچهها توجه کنید، هم علاقه درونی میتونه موثر باشه در موفقیتتون تو مسیر معلمی، هم انگیزه بیرونی.
خیلی خب. سینا جان، برای ما بفرمایید از مسیر کنکور تخصصیتون. درصدها به چه صورت بوده؟ کلاس یا منبعی که استفاده میکردید چی بود؟ اصلاً از چه زمانی شروع به خوندن کنکور تخصصیتون کردید؟
من دهم و یازدهم اونجور دانشآموزی نبودم که بخوام خیلی کنکوری بخونم، درسم رو همینجوری میخوندم. از همون سال کنکور، تقریباً از مهر، درس خوندن جدی من شروع شد. کلاسهای آنلاین ثبتنام کردم. برای علوم و فنون که خیلی ادبیات رو دوست داشتم، کلاسهای متنوع شرکت میکردم که پیشنهاد میکنم شما این کار رو نکنید. راستش من از اول سال از آزمون دادن میترسیدم. تقریباً از دیماه شروع کردم به آزمون دادن. اون موقع هم ترازهام پایین بود، چون با نوع آزمون آشنا نبودم. ولی به مرور، بهمن و اسفند، مخصوصاً بعد از فروردین، خیلی درصدهام بهتر شد.
عالی. و توی کنکور عملکردتون به چه صورت بود؟
توی کنکور یه داستانی دارم که براتون تعریف میکنم. دفترچه اول رو خیلی راضی بودم. ولی دفترچه دوم و به مراتب دفترچه سوم، اون درصدهایی که میخواستم رو به دست نیاوردم. تراز تخصصی من تقریباً ۸۰۰۰ شد.
خیلی خب. حالا برسیم سراغ بحث کنکور فرهنگیان. یه ماجرایی دارید که فکر کنم جالب باشه برای بچهها تعریف کنید. نحوه مواجهه با دو ماده درسی تعلیم و تربیت اسلامی و هوش و استعداد معلمی به چه صورت بود؟ چه منابعی استفاده کردید؟
خیلی خلاصه بخوام بگم، من اصلاً نمیدونستم فرهنگیان وجود داره و این دو تا درس هستن. یعنی تا قبل از عید، هیچی نمیدونستم. بعد با کانال کنکور سلام آشنا شدم و فهمیدم اصلاً این دو تا منبع وجود دارن. بعدش که تصمیم قطعی برای معلمی گرفتم، منابع رو تهیه کردم؛ کتاب هوش و تعلیم کنکور سلام. یه ایده اشتباهی که تو ذهن من بود این بود که فکر میکردم اینها رو نباید جدی گرفت. دور و بریهای منم همین رو میگفتن، میگفتن منابع فرهنگیان اونقدر تاثیرگذار نیست. ولی آقای انصاری هی تأکید میکرد که ۴۰ درصد رو جدی بگیرید. بعد من فهمیدم نه، خیلی مهمتر از این حرفاست. دیگه منابع رو تهیه کردم و کمکم شروع کردم به خوندن و آزمون دادن. آزمونها خیلی کمکم کرد. هوشم ضعیف بود، ولی توی تعلیم خوب بودم. مخصوصاً توی هوش اصلاً نمیدونستم تیپ سوالا چه جوریه. این آزمونها باعث شد که تیپهای مختلف رو بشناسم و روشون کار کنم.
بسیار عالی. اون درصدی که توی کنکور کسب کردید و ترازتون به چه صورت بود؟
اجازه بدید داستانم رو بگم. من سر جلسه کنکور دفترچه اول رو دادم و خیلی راضی بودم. بعد دیدم انگشت همه رنگیه، ولی انگشت من رنگی نبود. فهمیدم همه اثر انگشت دادن، من ندادم. به مراقب گفتم که ببخشید من امضا نزدم و اثر انگشت ندادم. اون هم برگشت به من گفت که انشاءالله کنکور تیر جبران میکنی. اینو که به من گفت، یعنی فهمیدم که این رفت. یعنی دفترچه اول من صفر، همش صفر. یه ذره استرسی شدم. گفتم یعنی چی؟ بعد دیگه اونجا استرس خیلی بهم غالب شد. نفهمیدم اصلاً دفترچه دوم دارم چیکار میکنم. رسیدم سر عربی، اصلاً حوصله نداشتم. اقتصاد رو که خیلی دوست داشتم، تقریباً ۶۵-۷۰ درصد زدم. ولی کلاً ریختم. حالم بد شد. رسیدم به دفترچه سوم که فرهنگیان باشه، دیگه واقعاً تپش قلب گرفته بودم. همین شد که هوشها رو نصفش رو نرسیدم بزنم. تعلیم رو یکی در میون میزدم. تراز دفترچه فرهنگیانم تقریباً ۶۸۰۰ شد. قربون عدم تمرکز. من هوش توی آزمونها بالای ۵۰، ۶۰، ۷۰ میزدم. بعد هوشم یه دفعه فکر کنم ۲۰ یا ۱۵ شد. یعنی اصلاً نزدم. اونایی که حساب کردنی بودن رو مغزم نمیکشید حل کنم.
خیلی خب. حالا این ماجرا رو داشته باشیم تا سراغ انتخاب رشته. طلاقی انتخاب رشته با امتحان نهایی بود. شما با اون پیشفرض ذهنی که دیگه دفترچه خراب شده، بفرمایید از اون شبی که نتایج دعوت به مصاحبه اومد، ریاکشن چی بود و چه برخوردی باهاش داشتید؟
وقتی نتایج دعوت به مصاحبه اومد، دیدم اوضاعم اونقدرها هم بد نیست. تراز کنکورم نسبتاً خوب بود و برای همه اون کد رشتههایی که انتخاب کرده بودم، کد سه بود. یعنی مجاز به انتخاب رشته شدم. حقیقتش امید نداشتم. بسته بودم به نهایی که اگر شانسم گرفت و نهایی رو خوب دادم، بتونم این کد رشتهها رو بیارم. وگرنه گفتم ادبیات میخونم و بعداً دوباره تدریس رو شروع میکنم. این عشق همچنان بود که من این مسیر رو ادامه بدم. امتحان نهاییها رو هم خوب دادم.
بسیار خب. سینا جان، انتخاب رشته رو خودتون تنهایی انجام دادید یا با کمک خانواده یا مشاور؟
آقای انصاری توی کانال یه سری موضوعات میذاشت. ویدیوهایی توضیح میداد که انتخاب رشته اصلاً چیه و کد رشتهها رو کجا میتونی ببینی. من نشستم تقریباً دو ساعت همه رو مطالعه کردم. یعنی خودم میتونستم واسه بقیه هم انتخاب رشته کنم. بعد نشستم کد رشتهها رو با توجه به نزدیکی یا دوری به محل زندگی چیدم. بیشتر هم اولویتم ادبیات بود. ولی خواهش میکنم شما این کار رو نکنید: من فقط ادبیات گذاشتم. فقط هر چی ادبیات تهران داشت.
یعنی چند رشته نبود، همون ادبیات از اول تا آخر.
فقط ادبیات، بله.
بسیار عالی. سینا جان، حالا از امتحان نهایی بگید. سال به سال سختتر شده. عملکردتون چطور بود؟ کدوم درسها آسونتر، کدوم سختتر؟ عمومیها بهتر بود یا تخصصیها؟ و چه ترازی از امتحان نهایی کسب کردید؟
امتحان نهایی رو یه ذره دیر شروع کردم، ولی چون کنکوری میخوندم، یه سری درسها رو نخونده بودم ولی توش اوکی بودم. واسه نهایی فقط شب امتحان سوال حل میکردم. واسه فارسی همین داستان بود. واسه ریاضی نشستم خوندم و قشنگ اوکی بودم. ریاضی رو به نسبت آسون تونستم نمره خوبی بگیرم. ولی یه سری درسهای عمومی سخت بودن، مثل سلامت و بهداشت. واقعاً با اینکه آسون به نظر میرسید، سوالات چند گزینهای آدم رو گیج میکرد. کلاً امتحان نهایی عجیب و غریب بود. شما هم که رشته انسانی بودید، طولانیتر هم بودید.
نکات فان این مصاحبه زیاده. آقای نیکو خیلی نکات مهمی میگن. سینا جان، حالا بحث دعوت به مصاحبه اومد. واکنشتون به دعوت به مصاحبه با توجه به اون پیشفرضی که از دفترچه داشتید چی بود؟ و چه کارهایی برای مصاحبه پزشکی، کانون ارزیابی و گزینش انجام دادید؟ سناریوها رو چطور کار کردید؟
اول اینکه دعوت به مصاحبه و اسامیاش، فکر کنم تو جنگ بودیم. جنگ ۱۲ روزه. حالم زیاد خوب نبود. یهو دیدم که چه خوب، حالا این شانس رو دارم. یعنی ادبیاتها رو همه رو کد سه آوردم. نهایی رو اگه خوب باشه، من موفق میشم. یعنی ذهنم این بود. دیگه از اونجا به بعد ورق برای من برگشت. فکر میکردم قاعدتاً قبول میشم. بعد جدی شروع کردم به مصاحبه خوندن. اول مصاحبه عمومی رو شروع کردم، سوالات و این داستانها رو دیدم. توی آپارات یه ویدیو برای کنکور سلام بود که یه حالت آزمایشی مصاحبه انجام داده بودن. من اون رو دیدم و فهمیدم با روابط عمومیای که دارم از پسش برمیام. عمومیه برام یه ذره سختتر بود، نشستم مطالعه کردم. یه چیزایی هم از قبل داشتم. ولی سوالای عجیبی بعضی مصاحبهگرها میپرسیدن. کتاب مصاحبه کنکور سلام پیدیاف بود، همون رو گرفتم و مطالعه کردم. مصاحبه تخصصی دقیقاً همونجوری بود که فکر میکردم. رفتم اونجا و گرفتم تو مشتم. توی بحث گروهی قشنگ صحبت میکردم. یه قسمت دیگه هم بود که باید یه متنی مینوشتیم، اونم خیلی خوب بود. خلاصه تراز خوبی بهم دادن، فکر میکنم تراز ۹۰۰۰.
خیلی هم عالی. خب پس شما در چند فیلد تونستید خیلی عالی عمل کنید و تراز مطلوب کسب بشه. حالا سینا جان، با توجه به شرایط فعلی و تجربه جنگ ۱۲ روزه، آیا توصیهای به بچهها داری که تو این شرایط تابآوری داشته باشن و تمرکز حفظ بشه؟
اتفاقاً میخواستم یه ویدیو ضبط کنم واسه بچهها که دقیقاً همین حرفا رو بزنم. حالا که اینجا گفتی، میخوام بگم: توی جنگیم، واقعاً مهم نیست. بالاخره این جنگ تموم میشه. چه الان، چه یه ماه دیگه، چه حتی یه سال. ما اگه نخوایم درس بخونیم، بخوایم شل بگیریم، بگیم نه من استرس دارم و فلان، اینجوری نمیشه. این ماییم که باید یه تغییراتی تو آینده ایجاد کنیم. بالاخره یه پست و مقامی داشته باشیم، معلم بشیم، دکتر بشیم یا هر چیز دیگه. این ماییم که باید این تغییر رو ایجاد کنیم. اگه بخوایم شل بگیریم، نمیتونیم. گذشته رو باید بیخیال بشیم. زمانهای قدیم همش جنگ بوده. حافظ رو دیدید؟ زمان حافظ هم همش جنگ بوده. بعد حافظ چی شد؟
بسیار عالی. خب، از روز قبولی بگید. ریاکشنتون به قبولی چطور بود؟ با خانواده بودید یا خودتون اول دیدید؟ و بعدش هم بریم سراغ جشن کنکور سلام.
من حقیقتش خواب بودم. ظهر بود. یهو گوشی زنگ خورد. گفتم بابا قطع کن، چی میگی. بعد یه دقیقه دیگه گذشت، گفتم نکنه نتایج اومده باشه. باز کردم، دستام میلرزید. دیدم آره، نتایج اومد. اینجوری بودم که اگه قرمز بود، گوشی رو میندازم. اگه سبز بود که رشته رو میبینم. بازش کردم، دیدم سبزه. نوشته بود زبان و ادبیات فارسی. بعد یه دادی زدم و رفتم بیرون. مامانم من رو دید، دیگه اشک شوق و این داستانا. اون روز خیلی حالم خوب بود. خدا رو شکر.
و جشن قبولی کنکور سلام؟
آقای انصاری یه جشنی تدارک دیده بودن برای همه ما معلما که خداییش هیچ جای دیگهای برای معلما این کار رو نمیکنه. معلما واقعاً باید تقدیر بشن. خیلی خوشحال شدم که همچین چیزی هست. حضور پیدا کردیم. خیلی حس خوبی بود که یه نفر لوح تقدیر بده به آدم، بگه که معلم شدی. من برای آقای انصاری هم یه کادو درست کرده بودم، یه چیز چوبی بود که بهشون دادم. واقعاً دوست داشتم کارایی که در حقم کردن رو یه روزی جبران کنم. خدا رو شکر.
عالی. سینا جان، بریم سراغ سوال معروفمون. اگر یک چیز بخواید بگید، دلی، برادرانه، هر آنچه که توصیه و الهامبخش باشه برای کنکوریهای ۴۰۵ و بخواید همه اون رو بشنوند، اون چیه؟
توصیهام اینه که هنوز دیر نشده. کسی که هی به خودش میگه من نمیتونم، دیر شده… توی درسهایی که میخونید، مثل علوم و فنون یا هر چیز دیگه، اگه فکر میکنید دیر شده، هی به خودتون نگید دیر شده. دیر نشده. همچنان میشه. یعنی حتی روز یکی مونده به کنکور هم دیر نشده. تو یه چیزایی بخونی، میتونی نتیجهش رو ببینی. تویی که از اول سال به فکر کنکوری و شروع کردی، شاید تک و توک خوندی و رفتی بیرون بازی کردی، ولی تو شروع کردی. تا کنکور ادامه بده. اگه هم نشد، یه تجربه داری. یه تجربه یه ساله داری. کنکور دادی، امتحان نهایی دادی و کلی تجربه داری. سال دیگه از خیلیهایی که میخوان کنکور بدن، جلوتری و قطعاً میتونی موفق بشی.
خیلی ممنون سینا جان. خیلی ممنون که دعوت ما رو پذیرفتید با وجود مشغله کاری فراوانی که در دفتر کنکور سلام دارید. همچنین از شما کنکور سلامیهای عزیز خیلی ممنونم که تا پایان مصاحبه همراهمون بودید. امیدوارم این مصاحبهها الهامبخش مسیر و چراغ راهتون باشه و انشاءالله در همایش قبولیهامون ببینیمتون. منتظر قسمتهای بعدی باشید. خداوند یار و نگهدارتون باشه.
فایل ویدئویی گفتوگو با سینا نیکو
این محتوا چقدر برای شما مفید بود ؟
امتیاز شما به ما انرژی بیشتری میده :
میانگین امتیاز ها 5 / 5. شمارش امتیاز 1
اولین نفری باشید که امتیاز میدید:))




