5
(1)
مهدیه پرتوی

فایل صوتی گفت‌وگو با مهدیه پرتوی

هیچ چیز شیرین‌تر از شنیدن قصه موفقیت کسی نیست که دقیقاً همان مسیری را رفته که تو در ابتدای آن ایستاده‌ای. این مصاحبه، دقیقاً همین قصه واقعی و شنیدنی است. امروز میزبان کسی هستیم که با انگیزه و پشتکار، موانع کنکور و مصاحبه را یکی پس از دیگری کنار زده تا به آرزوی معلمی برسد. در این گفت‌وگو، از تجربه‌های درس‌خواندن، مقابله با ناامیدی و رمز و رازهای یک مصاحبه موفق می‌شنوید. برای دیدن مطالب بیشتر مرتبط با «مصاحبه با قبولی فرهنگیان» با کنکور سلام همراه باشید.

نام و نام خانوادگی: مهدیه پرتوی

رشته دبیرستان: ریاضی

رشته و دانشگاه قبولی: آموزش ریاضی، دانشگاه فرهنگیان بنت‌الهدی صدر سنندج

تراز کنکور (معرفی به ارزیابی): ۸۲۰۰

تراز دفترچه فرهنگیان: ۱۰۹۸۰

تراز ارزیابی شایستگی (مصاحبه): ۸۷۰۰

تراز سوابق تحصیلی (امتحان نهایی): ۶۲۰۰

تراز کل ملاک پذیرش نهایی: ۷۴۰۰

مصاحبه‌گر: امیررضا کامیاب

کنکور سلام، آکادمی تخصصی کنکور فرهنگیان

سلام به همه همکارای آینده خودم توی کنکور سلام. امیدوارم که حال همه‌تون عالی باشه. با یه قسمت دیگه از ستارگان کنکور سلام در خدمتتون هستیم و در خدمت خانم پرتوی عزیز.

خانم پرتوی بفرمایید خودتون رو معرفی کنید.

سلام، وقت همگی بخیر. امیدوارم که حالتون خوب باشه. مهدیه پرتوی هستم، دانشجوی رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان بنت‌الهدی صدر سنندج.

عالی، دمتون گرم. بچه‌ها همینطور که درخواست کرده بودن، ما یه نفر از رشته ریاضی آوردیم این بار. رشته ریاضی که شاید کمتر ازشون مصاحبه گرفتیم و گفتیم این بار بیان و از تجربیاتشون بتونیم استفاده کنیم. مطمئنم که براتون مفیده. دنبال کنید ادامه‌اش رو. خب بریم سراغ سوالات خودمون.

خانم پرتوی، اولاً اینکه اون عشق به معلمی از کی در شما به وجود اومد؟

من که والا خودم یادم نمیاد. بچه که بودم، مامانم می‌گفت همیشه تو بازی‌های بچگیت خانم معلم بودی، در حال تدریس و معلمی و اینا. بعد موقعی که خواستم انتخاب رشته کنم برای دبیرستان، من به شدت اصرار داشتم که برم رشته انسانی. هر کی هم می‌گفت، می‌گفتم من می‌خوام برم معلم بشم. و بین دوراهی عشق به ریاضی و عشق به دبیری مونده بودم. بعد دیگه به هر کی می‌گفتم، می‌گفت خب وقتی اینطوریه چرا نمیری ریاضی؟ دبیر ریاضی شو، می‌خوام معلم ریاضی بشی. و اینطوری شد که دیگه من ریاضی رو انتخاب کردم و گفتم برم رشته ریاضی، از اونجا ان‌شاءالله معلمی.

آها، یعنی از همون زمان انتخاب رشته نهم به دهم، علاقه به تدریس ریاضی داشتین و همین باعث شد بیاید رشته ریاضی.

بله. علاقه به تدریس داشتم، یعنی اینطوری بود که وقتی سر کلاس یه مبحثی رو معلم توضیح می‌داد و بچه‌ها متوجه نمی‌شدن، من اولین نفر بودم که می‌رفتم واسم توضیح می‌دادم و اصرار داشتم که حتماً بهشون یاد بدم اون مبحث رو. بعد دیگه این علاقه از همون جا بود تا دیگه اومدم دبیرستان و بعدشم که دیگه دانشگاه فرهنگیان.

خیلی عالی. اما بریم سراغ گام‌های تخصصی‌تر، چیزی که شاید بچه‌ها خیلی از اینجا سوالاتشون شروع می‌شه.

اولاً اینکه شما از کی شروع کردین به خوندن واسه دروس اختصاصیتون، یعنی درس فیزیک و شیمی و همچین چیزا؟ و چه منابعی استفاده کردین؟ ترازاتون رو هم بهمون بگید.

واسه دروس اختصاصی، من از تابستون بعد از دهم تقریباً می‌شه گفت شروع کردم. با معلم‌های مدرسه‌ام در واقع کلاس می‌گرفتم و حالا مباحث کتاب و یه درجه بالاتر، حالت کنکوری‌تر، با هم کار می‌کردیم و توضیح می‌دادن. ولی خب بخوام بگم دیگه حسابی کنکوری خوندنم از دوازدهم بود، یعنی حتی دهم و یازدهم هم دیگه حسابی کنکوری و تست‌زنی آنچنانی نداشتم. از دوازدهم به بعد خیلی بیشتر شد. بعد دیگه منابع، من حقیقتش رو بخوام بگم از کتاب یا کمک‌کار خاصی استفاده نکردم. یعنی کمک‌درسی‌های خاصی کلاً رو کتاب خودم بودم. بعضی وقتا مثلاً یه مبحثی رو متوجه نمی‌شدم یا می‌گفتن که کتاب کار یه نکته‌ای اضافه گفته، من پی‌دی‌اف‌اش رو دانلود می‌کردم، از رو پی‌دی‌اف می‌خوندم اون قسمت و تست‌هایی که تو کتاب کار بود رو از همون پی‌دی‌اف خودم حل می‌کردم و رو برگه می‌نوشتم. ولی اینکه بخوام بگم کتاب گرفتم یا پکیجی گرفتم، نه. فقط سال دوازدهم که بودم یه دوره ویدیویی گرفتم. آموزش ویدیویی گرفتم که واقعاً به دردم خورد. من از اون برای فیزیک استفاده کردم و شیمی‌ام رو با معلم مدرسه خودم دبیرستان پیش بردم. این دو تا واقعاً تاثیر داشتن.

درسته. تخصصی‌تون که بیشترین درصد رو برای شیمی زده بودین، چون دوست داشتین. چند زده بودین؟

۲۰ و خورده‌ای، ۲۱ اینا. ۲۱ زده بودم شیمی رو. بعد فیزیک ۵ و نیم تقریباً و ریاضی‌ام ۷٪.

این میانگین چه ترازی بهتون داد؟

من اونجا واقعاً اون درصد ریاضی به دادم رسید و ترازمو کشید بالا. چون بقیه چیزا… مثلاً یکی از دوستام بود که ۲۵-۳۰ درصد فیزیک زده بود ولی ترازش به پای من نرسید. من اون ۷٪ ریاضی ترازمو کشید بالا و ترازم ۶۵۰۰ شد.

درسته. یعنی مثلاً الان شما شدید ۶۵۰۰، اون دوستتون چند شده بود که فیزیک رو ۳۰ زده بود؟

اون ریاضی رو ۱٪ منفی زده بود. یه منفی زده بود، منفی ۱. شیمی رو هم تقریباً ۱۰٪ زده بود، ولی فیزیک رو ۲۵ یا ۳۰ زده بود. ترازش تقریباً ۶۳۰۰ شده بود.

پس ببینید بچه‌ها، چقدر این منفی زدن به ضررتونه. به خاطر همین می‌گیم که خوب کار کنید، منفی نزنید. منفی بزنید ببینید چقدر بد می‌شه. آره حواستون باشه. خیلی مختصر و مفید برید تست بزنید و این با کار کردن به دست میاد.

توی آزمون هم شما شرکت می‌کردین خانم پرتوی؟

من همون دوره‌ای که می‌گم آموزش ویدیویی گرفته بودم، یه مشاور هم هم‌زمان باهاش گرفتم. خیلی اصرار داشتم که مشاورم داشته باشه. ولی من حقیقتاً شرکت نمی‌کردم. یعنی خوشم نمی‌اومد برم تو محیط آزمون. خصوصاً اینکه بچه‌های کلاس‌مون می‌رفتن و هرجا خراب می‌کردن، آزمون باب دل‌شون نبود، حسابی افسردگی می‌گرفتن. جلسه کنکور اولین جلسه آزمونی بود که من رفتم شرکت کردم. یعنی اصلاً آزمونی نرفته بودم قبلش.

کانال روبیکا کنکور سلام

درسته. البته ببینید بچه‌ها، شرکت توی آزمون خیلی مهمه ها. اما شرکت توی آزمون باید طوری باشه که روی روحیه‌تون اثر نذاره. آزمون برای محک زدن خودمونه. قرار نیست که عملکرد اصلی‌مون اونجا مشخص بشه. می‌ریم اونجا که خراب کنیم، می‌ریم اونجا که اشتباه کنیم. باید اشتباهات‌تون رو درست کنید. اصلاً آزمون‌هایی که شرکت می‌کنید رو ملاک عمل خودتون توی کنکور در نظر نگیرید. شرکت توی آزمون به شدت مهمه، اما اینکه بخواید با پایین اومدن تراز روحیه‌تون رو ببازید، خوب نیست. چون اصلاً ملاک اصلی شما نیست. شما دارید خودتون رو آزمایش می‌کنید، همین. هیچ اشکالی نداره اگر خراب کردید، برید درستش کنید.

یه نکته‌ای بگم در رابطه با همین آزمون. من با اینکه شرکت نکردم تو آزمون، ولی خب تاثیرات بد هم داشت این شرکت نکردن. چون وقتی تو محیط آزمون قرار می‌گیری، استرست کم می‌شه واسه کنکور. بعد یه سری سوالات با نحوه تست‌زنی سرعتی که باید داشته باشی، همه اینا برات آماده می‌شی. و من واقعاً آمادگی نداشتم. یه طوری بود که مثلاً سر آزمون کنکور داشتم سوالات شیمی رو حل می‌کردم، اونجایی که به مسئله و اعداد می‌رسیدیم، حس می‌کردم که نمی‌تونم سرعتم رو اونطوری که باید بالا ببرم و بی‌خیال اون سوال می‌شدم. در حالی که بقیه بچه‌هایی که شرکت کرده بودن، خیلی راحت‌تر و آسون‌تر براشون بود و استرس اینو نداشتن که نتونن تایمشون رو مدیریت کنند یا وقت کم بیارن. بعد یه مسئله دیگه هم اینه که تست‌زنی خیلی تاثیر داره. یعنی من فکر می‌کنم ۹۰٪ تست‌زنی و ۱۰٪ خوندن دروس. کاری که من برعکس انجام می‌دادم، یعنی بیشتر می‌خوندم و کمتر تست می‌زدم. و واقعاً من از این مسئله آسیب دیدم. ترازم می‌تونست خیلی بالاتر از این بشه، ولی به خاطر اینکه تست‌زنی رو بی‌خیال شده بودم، خیلی تاثیر داشت تو پایین اومدن تراز.

درسته. دقیقاً. حالا به هر حال ما می‌گیم دیگه. اینجا از تجربیاتتون بچه‌ها استفاده کنن. اگر اشتباهی بوده بچه‌ها تکرارش نکنند. که این یکی از اوناس. بچه‌ها شرکت در آزمون مهمه، اما روی روحیه‌تون تاثیر نذاره. همین. چون واقعاً عملکرد اصلی‌تون نیست و برای محک زدن و آزمایش خودتونه. و اما بریم سراغ ادامه. یعنی دروس فرهنگیان، تعلیم و هوش.

اولاً اینکه از کی شما شروع کردین به خوندن تعلیم و هوش؟ و چه منابعی استفاده کردین؟ درصداتون و ترازاتون رو هم بهمون بگید.

واسه کنکور فرهنگیان، برای قسمت هوشش هیچ کتابی استفاده نکردم حقیقتاً. من با دخترعموم با هم کنکور می‌دادیم، اون کتاب هوش گرفته بود، من نگرفتم و خودم زدم. اما برای تعلیم و مباحث دینی‌اش، من چون علاقه شخصی خودم بود و خیلی به این مسائل علاقه دارم، از همون بچگی هر جایی که مربوط می‌شد به مسائل دینی می‌رفتم یه نگاهی می‌کردم، جستجو می‌کردم، پرس‌وجو می‌کردم. کل ساعت مدرسه هرکس دنبال من می‌گشت، من رو با معلم دینی و معلم قرآن پیدا می‌کرد. چون کلاً داشتم با اون‌ها بحث می‌کردم که مثلاً این چرا اینطوریه؟ اون چرا اینطوریه؟ بعد من یه دوره‌ای حافظ قرآن بودم، واسه قسمت آیه‌ها خیلی به کارم می‌اومد. چیزایی که مربوط به قرآن بود. چون علاقه شخصی خودم بود و خیلی دنبالش می‌کردم، قسمتی که مربوط به حدیث و روایت می‌شد، مثلاً یه حدیث رو چهار سال پیش شنیده بودم و خودم رفته بودم دنبالش و خونده بودمش. این خیلی تاثیر داشت. یعنی من می‌تونم بگم قسمت خیلی زیادی از تراز فرهنگیانم به خاطر همون علاقه شخصی و دنبالش رفتنی بود که تو گذشته و بچگیم بود. و واسه کنکور، کتاب‌های دینی و زندگی دبیرستان هر سه پایه رو می‌خوندم. جزوه آقای قرائتی رو هم پی‌دی‌اف‌اش رو دانلود کرده بودم و اونم می‌خوندم.

درسته. و اینکه درصداتون چند شد توی کنکور تعلیم و هوش؟

هوش تقریباً ۷۸٪ بود، تعلیم ۸۷٪.

اوه! خیلی هم خوب زدین. هوش ۷۸، تعلیم ۸۷. چه جالب. این چه ترازی بهتون داد؟

۱۰۹۸۰.

واقعاً خیلی خوب بود. یعنی ببینید بچه‌ها، این رو خیلی خوب کشید بالا.

واقعاً کشید بالا منو. یعنی دقیقاً همین دروس فرهنگیان نجات‌بخش بودن. دیدین وقتی می‌گیم مهمه به خاطر همینه. تخصصی ۶۵۰۰ بود، این یکی ۱۰ هزار و خورده‌ای. و این منجر شده به شاید حتی قبولی‌تون. بله، خیلی. واقعاً یعنی من اگر قرار بود تراز فرهنگیانم هم مثل تخصصی‌ام بشه، احتمالاً دبیری ریاضی رو نمی‌آوردم. ولی فرهنگیان به شدت تراز من رو بالا برد واسه دانشگاه و اصلاً خیلی تاثیر داشت تو قبولی‌ام. حتی برای مصاحبه و اینا هم باز تاثیر داشت.

و اینکه امتحانات نهایی. اولاً از کی شروع کردین؟ آیا شب امتحانی خوندین یا در طول سال همراه با دروس دیگه می‌خوندین؟ نمراتتون رو به ما بگید، چه منابعی استفاده می‌کردین؟

برای امتحانات نهایی من خود کتاب درسی رو می‌خوندم. کتاب کار استفاده نمی‌کردم. ولی چون مشاور داشتم، یه سری برنامه‌ریزی کرده بود که من از یک ماه، دو ماه قبل برای امتحانات نهایی می‌خوندم. تیکه تیکه می‌خوندم، اینطوری نبود که یه دفعه بشینم یه کتاب رو بخونم. مثلاً یه امتحان تاریخ من یادمه چون تعداد درس‌ها زیاد بود، حدوداً نزدیک دو سه هفته تاریخ می‌خوندم و با برنامه‌ریزی پیش رفتم. اگه با برنامه‌ریزی پیش نمی‌رفتم و می‌ذاشتم شب امتحانی، خیلی پایین‌تر می‌شد نمراتم. ولی خب به خاطر اون برنامه‌ریزی نسبتاً خوب بود. نمی‌گم عالی، چون من بازیگوش هم بودم، یه جاهایی نمی‌خوندم، برنامه رو اهمیت نمی‌دادم، می‌پیچوندم. ولی خب اگر طبق همون برنامه کامل پیش می‌رفتم، بالاتر هم می‌شد تراز امتحانات نهایی‌ام. حالا یه چیزی هم که هست، من خیلی دیدم شیطنت‌ها رو تو بچه‌ها، خودمم از این شیطنت‌ها داشتم. اینه که مثلاً بعضی مواقع مشاور یه برنامه‌ای میده، ما نمی‌رسیم بخونیم، ولی الکی بهش می‌گیم من اینو خوندم. و این خیلی بده. قشنگ داری خودتو گول می‌زنی. حتماً بچه‌ها هرچی هست رو به مشاور بگید. هر جا نرسیدین، بگید هیچ کدوم رو نرسیدین بخونید، بگید به مشاور که بدونه. فکر نکنید دارید مشاور رو گول می‌زنید. قشنگ خودتون رو دارید مسخره می‌کنید و گول می‌زنید. چون واقعاً ضرر می‌زنید. من بگم، من به خاطر اینکه نه مشاور ازم ناامید بشه، نه خانواده، مشاور می‌گفت مثلاً این درس رو امروز باید ۳۰ تا تست بزنی، ۳ تا تست می‌زدم، می‌گفتم ۱۰ تا زدم دیگه بسته. دقیقاً آره. اینا گول زدن به خودتونه بچه‌ها، بدونید. این‌ها گول زدن به مشاور نیست. مشاور که داره پولش رو می‌گیره از شما، بعد شما هم دارید اینطوری… سعی کنید همه‌تون رو راست بگید به مشاور. با مشاورتون راست باشید، همه‌چیز رو دقیق بگید که اونم بتونه دقیق براتون برنامه بریزه.

کانال بله کنکور سلام

این از این نکته. تراز نهایی‌تون رو نگفتید. ترازتون چند شد امتحانات نهایی؟

تراز نهایی هم ۶۲۰۰ بود اگر اشتباه نکنم.

درسته. خیلی هم خوب. و با تخصصی تقریباً نزدیک بودن به هم، ولی خب فرهنگیان چون بالا بود، جبران کرد اون دو تا رو برای من.

دقیقاً آره.

حالا بخش مصاحبه. می‌خوام اون رو هم از تجربیات خودتون بهمون بگید. مثلاً بخش کانون ارزیابی که همون بحث گروهی بود چطور گذشت برای شما؟ چه منابعی قبلش استفاده کرده بودین؟ بعد بخش عمومی که سوالات اجتماعی و مذهبی می‌پرسن چطور بود؟ این‌ها رو کامل بهمون بگید.

برای مصاحبه، من همون موقعی که خبر نتیجه کنکور اومد و گفتن که قبول شدی واسه دانشگاه فرهنگیان و بعدشم که انتخاب رشته داشتیم و نتیجه نهایی مشخص شد، می‌تونستیم مصاحبه کنیم. من تو همون تایم بود که با مسئولین کنکور سلام آشنا شدم و از حالا دقیقاً اسمش یادم نیست، حالت شبیه‌سازی مصاحبه بود. بله، کارگاه مصاحبه. من اون کارگاه رو شرکت کردم و خیلی واقعاً کمکم کرد. چون مثلاً یه سری نکات بود که شاید من اگر در حالت عادی بودم، نمی‌دونستم که تاثیر داره یا خوبه، ولی توی این کارگاه متوجه شدم. یکی از همون نکات، همین جریان شروع مصاحبه بود که می‌گفتن هرکسی که شروع کنه، اگر بتونه آرامش خودش رو حفظ کنه و یه شروع خوب داشته باشه، واقعاً تاثیر داره و امتیاز داره. من روزی که رفتم مصاحبه تخصصی که به صورت گروهی بود، بچه‌ها همه از استرس می‌لرزیدن. این می‌گفت شروع کن، اون می‌گفت شروع کن. بعد من چون این دوره رو شرکت کرده بودم، کارگاه رو، گفتم من شروع می‌کنم. و شروع‌کننده مصاحبه خودم بودم. وقتی شروع کردم، امتیاز اون رو گرفتم واقعاً. بعد یه چیز دیگه، اعتماد به نفس. من می‌گم اینجا مثلاً راهکار میدن واسه اعتماد به نفس که اصلاً استرس نداشته باشین. اصلاً برید توی آینه با خودتون صحبت کنید. یه طوری که اگر استرستون نمایان نشه، آماده باشید. من چون این دوره رو شرکت کرده بودم، می‌دونستم که فضای مصاحبه چطوریه، چه سوالاتی پرسیده می‌شه، به طور کلی چطوری باید جواب داد. آمادگی داشتم واقعاً واسه مصاحبه تخصصی و این خیلی تاثیر داشت. من واقعاً از اون کارگاه استفاده کردم. برای مصاحبه گزینش یا همون عمومی هم باز می‌گم، چون اطلاعات عمومی و دینی خودم بالا بود، خیلی از سوالات رو به راحتی جواب می‌دادم. اینطوری نبود که بمونم یا استرس آن‌چنانی داشته باشم، چون می‌دونستم که بلدم. حتی یه جا در رابطه با نماز می‌پرسیدن، من گفتم نمازهایی که خوندین رو گفتم. مثلاً من چون خودم دوست داشتم و دنبال کرده بودم، نماز لیل‌الرغائب رو گفتم. گفتن جدی می‌گی؟ گفتم بله، این نماز هم هست. و اونم تاثیر داشت تو مصاحبه عمومی.

درسته. خیلی عالی، دمتون گرم. ترازتون چند شد از مصاحبه؟

تراز مصاحبه ۸۲۰۰، فکر می‌کنم ۸ و خورده‌ای. الان دقیق یادم نیست.

درسته. خیلی عالی. خوب شده دیگه. به هر حال بالای ۸۰۰۰ ترازای خیلی خوبین و می‌تونن قشنگ به راحتی منجر به قبولی بشن. یعنی یه جورایی این مصاحبه و اون دفترچه فرهنگیان، ناجی شما شده توی کنکور.

دقیقاً. یعنی من اگر قرار بود مصاحبه و دفترچه فرهنگیانم هم مثل تخصصی و نهایی‌ها بشه، اصلاً قبول نمی‌شدم. ولی خب باز هم می‌گم من آسیب‌هایی هم دیدم به خاطر کم‌کاری خودم. مثلاً یکی‌ش این بود که من اولویت اولم رو مهندسی کامپیوتر دانشگاه شهید رجایی زده بودم، اولویت دومم رو آموزش ریاضی. با توجه به این که شهید رجایی تهران امکانات بیشتری هم داره، من خیلی علاقه داشتم اون اولویت رو بیارم. فکر می‌کردم اون رو میارم، چون طبق چیزی که دیده بودم و بومی‌سازی که شده بود، احتمال قبولی‌ام بالا بود. اما وقتی نتیجه اومد دیدم اولویت دومم رو آوردم که دبیری ریاضی بود و خیلی بابت این ناراحت شدم. ای بابا چون هم امکانات تهران رو از دست می‌دادم، هم به هر حال رشته مهندسی رو خیلی دوست داشتم. ولی خب با این حال باز هم می‌گم اگر کنکور فرهنگیان و مصاحبه و گزینش دانشگاه فرهنگیانم پایین بود، اینم نمی‌آوردم. اصلاً احتمال قبول نشدنم خیلی بالا بود. این دو تا واقعاً نجات‌دهنده من بودن که یه رشته خوب توی یه دانشگاه خوب قبول شدم. درسته. حالا مثلاً اولویت دوم هم بود، ولی به هر کسی که می‌گفتم دبیری ریاضی قبول شدم، می‌گفت چه رشته خوبی قبول شدی. در حالی که خب می‌گم اگر قرار بود طبق همون نهایی برم، اصلاً نمی‌تونستم این‌ها رو قبول بشم.

درسته. حالا خودتون از حس و حالتون هم گفتید دیگه، لحظه‌ای که نتایج اومد. اگر چیزی مونده اضافه کنید، اگر هم نه، یه توصیه خواهرانه به بچه‌ها داشته باشین که به نظرتون به کارشون بیاد.

توصیه‌ای که بخوام بگم، اول در رابطه با یه کلی از همین صحبت‌هام هست. اول اینکه اولِ اولِ اولِ هر کاری، توکل‌تون به خدا باشه. من واقعاً دیگه از یه جا به بعد اینطوری بودم که هرچی خدا بخواد همون می‌شه. دقیقاً. بعد من اصلاً واسه کنکور اردیبهشت آماده نبودم که بگم بسته بودم به کنکور. اردیبهشت رو فقط به عنوان یه امتحان کردن رفتم که ببینم فضای آزمون چطوریه و آماده بشم برای تیر ماه. اما یه دفعه به خودم اومدم دیدم کنکور فرهنگیان رو اینقدر خوب درصد بالایی داشتم و تراز بالایی آوردم، و واسه کنکور تخصصی هم تراز من طوری بود که قبول شدم واسه فرهنگیان. حس کردم که این یه مسیریه که من رو به آرزو و رویای بچگیم می‌رسونه. دیگه این بود که انتخابش کردم. دانشگاه فرهنگیان خیلی دانشگاه و رشته خوبیه. من واقعاً الان خیلی حس خوبی دارم. با اینکه لحظه‌ای که خبر قبولی رو شنیدم خیلی ناراحت شدم بابت این که دانشگاه رجایی رو از دست دادم، ولی الان به اون موقع خودم فکر می‌کنم می‌بینم اشتباه کردم. واقعاً این جایی که هستم خیلی خوبه. من واقعاً دوستش دارم و راضی‌ام. می‌دونم که اون چیزی که قبول شدم و اتفاق افتاد، بهترین چیزی بود که می‌تونست برای من اتفاق بیفته و خدا خیلی خوب می‌دونست که من کجا موفق‌ترم و حس بهتری دارم. دقیقاً. یعنی خدا واقعاً می‌دونه صلاح‌تون تو کجاست. هیچ‌وقت ناامید نشید، هیچ‌وقت. حافظ می‌گه: “هان مشو نومید، چون واقف نه‌ای از سر غیب، باشد اندر پرده بازی‌های پنهان، غم مخور”. واقعاً اینو زیبا گفته. پشت پرده بازی‌های پنهانیه که خودت خبر نداری، خدا برات چیده. هیچ‌وقت ناامید نشید. دقیقاً همینه. یعنی من اصلاً فکرش هم نمی‌کردم که با تراز ۶۵۰۰ بتونم توی جایگاه معلمی قرار بگیرم یا یه چنین رشته‌ای رو قبول بشم. ولی باز هم می‌گم اون چیزی که خدا برای من می‌خواست، بهترین چیزی بود که وجود داشت. من شاید اگر با کنکور تیرماه می‌رفتم مهندسی دانشگاه تهران، به اندازه امروزی که دارم آموزش ریاضی می‌خونم و قراره یه دبیر ریاضی بشم، من رو خوشحال نمی‌کرد و تو مسیر خوبی قرار نمی‌داد. در حالی که این بهترین چیزیه که من تونستم امتحانش کنم.

دقیقاً. خیلی عالی. واقعاً مصاحبه مفیدی بود خانم پرتوی عزیز. ممنونم که وقت‌تون رو در اختیارمون گذاشتین و تجربیاتتون رو به بچه‌ها انتقال دادین. مطمئناً مفید بوده برای بچه‌ها. رفقای عزیزم، امیدوارم که خوش‌تون اومده باشه از این مصاحبه و براتون مفید بوده باشه که قطعاً بوده. منتظر قسمت‌های بعدی‌مون هم باشید. هر انتقاد، پیشنهاد، هر چی بود حتماً توی کامنت‌های آپارات بنویسید. حالا نمی‌دونم الان کامنت‌هاش فکر کنم درست شده دیگه. بنویسید، اگر هم نه، به پشتیبانی‌مون بگید به ما انتقال بدن. ما ان‌شاءالله بتونیم از داوطلب‌ها بپرسیم و اون نواقص رو برطرف کنیم. خیلی ممنونم که تا اینجا همراه بودین. فعلاً پس، رفقای عزیزم، تا دیداری دیگه، خدانگهدار.

این محتوا چقدر برای شما مفید بود ؟

امتیاز شما به ما انرژی بیشتری میده :

میانگین امتیاز ها 5 / 5. شمارش امتیاز 1

اولین نفری باشید که امتیاز میدید:))

مطالب زیر را حتما دنبال کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *