فایل صوتی گفتوگو با ایمان سمیعی
هیچ چیز شیرینتر از شنیدن قصه موفقیت کسی نیست که دقیقاً همان مسیری را رفته که تو در ابتدای آن ایستادهای. این مصاحبه، دقیقاً همین قصه واقعی و شنیدنی است. امروز میزبان کسی هستیم که با انگیزه و پشتکار، موانع کنکور و مصاحبه را یکی پس از دیگری کنار زده تا به آرزوی معلمی برسد. در این گفتوگو، از تجربههای درسخواندن، مقابله با ناامیدی و رمز و رازهای یک مصاحبه موفق میشنوید. برای دیدن مطالب بیشتر مرتبط با «مصاحبه با قبولی فرهنگیان» با کنکور سلام همراه باشید.
نام و نام خانوادگی: ایمان سمیعی
رشته و دانشگاه قبولی: مشاوره، دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید مدرس سنندج
تراز کنکور (معرفی به ارزیابی): ۸۰۰۰
تراز دفترچه فرهنگیان: ۸۵۰۰
تراز ارزیابی شایستگی (مصاحبه): ۷۷۰۰
تراز سوابق تحصیلی (امتحان نهایی): ۸۰۰۰
تراز کل ملاک پذیرش نهایی: ۸۰۰۰
مصاحبهگر: امیررضا کامیاب

سلام علیکم خدمت همه معلمهای آینده کنکور سلام. امیدوارم که حال همهتون خوب باشه. با یه قسمت دیگه از ستارگان کنکور سلام در خدمتتون هستیم و میخواهیم که از تجربیات عزیزانی که دعوتشون میکنیم استفاده کنیم؛ کسانی که قبولیهای پارسال مجموعه بودند و واقعاً تجربیاتشون خیلی میتونه به کار بیاد. امیدوارم که رو به رشد باشید و هر روز رو به پیشرفت. بریم سراغ ایمان جان.
ایمان جان سلام، بفرما خودت رو به بچهها معرفی کن.
عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما آقای کامیاب بزرگوار و همچنین تمامی عوامل مجموعه کنکور سلام و بینندههای محترمی که این کلیپ رو از کانالهای شما تماشا میکنند. ایمان سمیعی هستم، دانشجوی مشاوره دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید مدرس سنندج، خدمت شما.
دمت گرم، ممنونم. خب ایمان جان، برامون بگو که از کی این عشق به معلمی و علاقه شروع شد؟ جرقهاش کجا خورد که علاقهمند شدی به معلمی و فهمیدی که راهت از این سمته؟
درسته. من اوایل و اواسط دوران دبیرستان کمکم فهمیدم که خیلی به شغل معلمی و همچنین حرفه تدریس علاقه دارم. برای همین تقریباً از سال دوازدهم بود که کمکم سعی کردم فرهنگیان رو هدف اصلی خودم بدونم و براش تلاش کنم. و به همین خاطر بود که توی سال کنکور تلاش کردم که بتونم به هدفم برسم.
خیلی هم عالی، سلامت باشید. خب و اما بریم سراغ گامهای تخصصیتر. ایمان جان، میخوام ازت بپرسم که به بچهها بگی، چون معمولاً تو این قسمتها ابهام براشون ایجاد میشه که دروس تخصصی رو چه منابعی استفاده کردی تو زمان کنکورت؟ چطوری پیش بردی؟ از کی اصلاً شروع کردی به خوندن کنکوری و درصدها و ترازت رو تو دفترچه تخصصیتون بگی.
بله. من واقعیتش سال اول کنکور، یعنی سال دوازدهم، برای فرهنگیان قبول نشدم. برای همین مجبور شدم که یک سال پشت بمونم، چون دیده بودم خیلی از همکلاسیهام قبول میشن. برای همین اون سال پشت کنکوری رو میتونم به عنوان شروع جدی برای تخصصی خوندن و کنکوری خوندن در نظر بگیرم. اون سال تلاشم رو خیلی بیشتر کردم و از منابع مختلفی برای دروس هم تخصصی و هم فرهنگیان استفاده کردم. یکی از مؤثرترین منابع و مباحثی که به من خیلی کمک کرد، همین مجموعه کنکور سلام بود که من همون سال پشت کنکوری باهاش آشنا شدم و تونستم ازش بهرهمند بشم.
خب کتابهایی که استفاده میکردی چی بود ایمان جان؟
بله، من بیشتر از مجموعه و انتشارات مهروماه برای دروس تخصصی استفاده میکردم. ولی منابع فرهنگیان رو بیشتر متکی بودم به مطالب کنکور سلام و خوندن خود منابع. یعنی از کتاب تستهای آنچنانی برای فرهنگیان استفاده نکردم. همون آزمونهای کنکور سلام بود و خود کتابهای منابع فرهنگیان.
خیلی هم عالی. خب این تراز دفترچه تخصصیت چند شد ایمان جان؟
درسته. ۷۵۰۰ بود تراز تخصصیم.
۷۵۰۰، خیلی عالی. و اینکه حالا به نظرت یکی از چیزهایی که توی مسیر مطالعهت بهش برخوردی که اشتباه بود و اگر برگردی تکرارش نمیکنی، تو این مسیر واسه دروس تخصصی چی بود؟ که بچهها بگی دیگه اون رو تکرار نکنن.
بله، من سال دوازدهم بهخصوص، احساس میکنم چیزی که باعث شد همون یک سالم پشت بمونم این بود که خیلی از وقتم رو به شکل درستی برای درس خوندن استفاده نمیکردم. نزدیک کنکور فشارها زیاد شده بود و من یه جورایی بیحوصلگی میکردم. میتونم بگم که اواخرش رو جا زدم و نتونستم به فرهنگیان برسم. ولی سال پشت کنکوری خیلی سعی کردم که از وقتهای مردهام و وقتهایی که میتونستم ازش استفاده کنم، برای کنکور و فرهنگیان استفاده کنم و خیلی به من کمک کرد. برای همین پیشنهادم به دوستانی که الان کنکور شرکت میکنن اینه که بتونن از بیشتر وقتشون برای درس خوندن و مرور مطالب استفاده کنند تا نهایت بهره رو برده باشن و آخرش پشیمون نباشند که چرا این کار رو نکردم.
درسته، خیلی هم عالی. و اینکه دفترچه فرهنگیان رو میخوام بهم بگی ایمان جان که با چه منبعی پیش رفتی تو دروس تعلیم و تربیت و هوش، و از کی شروع کردی به خوندن؟ چه ماهی بود تقریباً که شروع کردی؟
درسته. من همون سال پشت کنکوریام با کنکور سلام آشنا شدم. برای همین دیگه کل منابع فرهنگیان هم همون کنکور سلام شد. یعنی هم از آزمونهاش و هم از وبینارهایی که آخر سال برگزار کردن استفاده کردم. ولی میتونم بگم که منبع اصلی من برای کنکور فرهنگیان، آزمونها و بودجهبندی کنکور سلام بود. از آبانماه، اگر اشتباه نکنم اواسط آبان بود، فکر کنم یکی دو آزمون هم جا مونده بود که شرکت کنم، شروع کردم به شرکت تو آزمونهای کنکور سلام که شد همون منبع اصلی فرهنگیانم.
و به نظرت آزمون خیلی مؤثر بود توی روندت؟
بله، دقیقاً. هم آزمون، هم اون بودجهبندیای که داشت. چون من به هر حال از جو کلاس و مدرسه دور شده بودم و معلمی نبود که به من بگه تا اینجا رو بخونیم و بعد امتحان و از اینها. مجبور شدم که از بودجهبندی آزمونهای کنکور سلام استفاده کنم. طبق اون بودجهبندی مطالب رو میخوندم و سر آزمون جواب میدادم. یکی دو بار هم تا آزمون بعدی، من اون آزمون رو هم از لحاظ خودش و هم محتواش مرور میکردم.
آفرین. خب ترازت چند شد تو دفترچه فرهنگیان؟
۸۶۰۰ بود تو فرهنگیان.
درسته، خیلی عالی شده. دمت گرم. حالا بعد از این ایمان جان، میریم سراغ امتحانات نهایی و انتخاب رشته. قبل از اینکه بریم سراغ امتحانات نهایی، انتخاب رشته رو برامون بگو. چطوری انتخاب رشته انجام دادی؟ آیا از مشاوری کمک گرفتی؟ بر چه اساسی اولویتبندی کردی؟ چون اگه یادت باشه وسط امتحانات نهایی بود این انتخاب رشته. درسته؟ این رو از تجربیاتت بگو، چی شد اون موقع؟
بله، من واقعیتش از مشاور خاصی برای انتخاب رشته کمک نگرفتم و بیشتر خودم با پدر و مادرم درگیرش بودیم. خصوصاً پدرم و مادرم هر دو تاشون تو این راه خیلی به من کمک کردن. برای خودمون یه چینشی چیدیم که رشتهها رو طبق این چینش تو انتخاب رشته بچینیم. اولویت رو داده بودیم به علاقه به رشته. بعد محل خدمت، چون برام مهم بود که محل خدمت همین شهر خودمون باشه و شهرهای دیگه نباشه. بعد از محل خدمت، محل تحصیل رو اولویت قرار دادیم. دیگه با همین همکاریهای پدر و مادرم بود که انتخاب رشته رو چیدیم و تونستم انتخاب رشته کنم.
و تونستی اولویت چندم رو قبول بشی که راهنمایی و مشاوره بود؟
بله، همون اولویت اول بود.
آها، اولویت اول رو قبول شدی. عالی.
بله، خواهش میکنم. من خودم تا شاید بگم چند ساعتی مونده به اتمام وقت انتخاب رشته، به ادبیات فارسی خیلی علاقه داشتم و میخواستم اون رو بزنم. ولی مادرم خیلی پیشنهاد کرد که مشاوره رو اول بذاریم. چون میگفت هم آینده شغلیش به نسبت سایر دبیریها و هم یه جورایی پرستیژ کاریش میتونه متفاوت باشه نسبت به رشتههای دیگه. برای همین به پیشنهاد مادرم بود که مشاوره رو اول زدم. ولی وقتی اومدم دانشگاه و با همرشتهایهای خودم و همچنین سایر رشتههای دیگه آشنا شدم، احساس کردم که واقعاً همین میتونست بهترین انتخاب باشه برام.
خیلی هم عالی، خدا رو شکر. و اما بریم سراغ خود امتحانات نهایی، ایمان جان. امتحانات نهایی رو از چه منابعی استفاده کردی و از کی شروع کردی به خوندن؟ چون بعضی از بچهها میگن ما از کی شروع کنیم امتحانات نهایی رو بخونیم؟ یه خرده براشون سواله. میخوام این رو براشون شفاف کنی. از کی بهتره اصلاً بخونن؟ خودت از کی شروع کردی؟
بله، من امتحانات نهایی رو… واقعیتش فکر کنم چهار یا پنج تا از درسم نمرهام پایین بود و مجبور شدم سال دوم این نمرهها رو ترمیم کنم. ولی همون سال اول، سال دوازدهم، تقریباً اردیبهشت ماه بود. به خودم گفتم حالا که کنکور رو خیلی جدی نگرفتم، حداقل امتحان نهایی رو جدی بگیرم که سال آینده اگر پشت موندم، بتونم استفاده کرده باشم. برای همین همون سال اول یه سری از درسهایی که خیلی بهش علاقه داشتم، مانند فارسی یا علوم و فنون، سعی کردم که نمره خوبی بگیرم و درسهای کمی گذاشتم برای سال آینده که ترمیم کنم. ولی من به طور کلی، چه سال اول چه سال دوم، از بعد از عید نوروز بود که شروع کردم به امتحان نهایی به شکل جمعبندی. تا اونجاش رو خونده بودم، الان به شکل تست یا همون تشریحی. ولی دیگه از نوروز به بعد، من به شکل جمعبندی شروع کردم امتحان نهایی رو و تونستم تا خرداد ماه مطالب رو جمعبندی کنم. در طول خود امتحانات خرداد ماه هم من دوباره مطالب رو میخوندم و استفاده میکردم. یادمه مثلاً از امتحان که برمیگشتم، یه چند ساعت استراحت میکردم، بعد امتحان بعدی رو همونجا استارت میزدم که برسم مطالب رو بخونم.
درسته. خب ایمان جان، با توجه به این چیزهایی که گفتی، به نظرت اون دروسی که خیلی مؤثر بودند توی امتحانات نهایی چی بودند که بیشتر روی تراز تأثیر گذاشت؟ اولاً که تراز چند شد؟
سوابق تحصیلیم ۸۰۰۰ بود.
۸۰۰۰ تراز امتحاناتت. خب چی تأثیرگذارتر بود به نظرت؟ چه درسی این تراز رو کشوند بالا؟
درسته. من سال اول چون تمامی دروس رو شرکت کرده بودم، نمرهها که اومد، اون چند درسی که نمرهاش خیلی پایین بود قشنگ روی تراز تأثیر گذاشته بود، یعنی خیلی تراز رو آورده بود پایین. به همین خاطر تصمیم گرفتم که اون درسها رو ترمیم کنم. درس ریاضی به نظرم از اولویتمندترین درسها برای امتحان نهاییه، بعد از ریاضی فلسفه است، همچنین علوم و فنون و جغرافیا. البته عمومیها به مراتب اهمیت بیشتری دارن، مانند فارسی و زبان و اینها. ولی من خودم این چند تا درس رو نمرهام کم اومده بود. اما وقتی سال بعدش نمرههاش رو تقریباً میتونم بگم خیلی بهتر، یعنی شاید ۵-۶ نمره تونستم ترمیم کنم، خیلی روی تراز سوابق تأثیر مثبت گذاشت. فکر میکنم خودم اینجوری فکر میکنم که نتیجه قبولیام و این قبولی که سال دوم داشتم، به لطف همین سوابق تحصیلی و این ترمیم کردن بود.
درسته، خیلی هم عالی. دمت گرم. و اما بریم سراغ بخش مصاحبه. بخشی که خیلی از بچهها توی ذهنشون اینه که اوه، خیلی مرحله سختیه، چیکار کنیم؟ از الان بشینیم بخونیم و همچین نگرانیهایی. میخوام که بهمون بگی مصاحبه رو چیکار کردی؟ از چه منبعی استفاده کردی؟ از کی اصلاً شروع کردی به آمادگی برای مصاحبه و روندش رو بهمون بگو. اونجا مثلاً بخش پزشکیش، مصاحبه عمومی، مصاحبه تخصصی چطور پیش میره؟
درسته. مصاحبه رو من واقعیتش سال اول هیچ تجربهای نداشتم، علاوه بر اینکه تجربهای نداشتم، مطالب یا مباحثی هم نبود که بتونم از روی اونا کمک بگیرم برای روز مصاحبه. ولی کنکور سلام تو روزهای منتهی به مصاحبه، چندین جلسه با خود آقای انصاری برای تقویت مصاحبه برامون گذاشت که خیلی تونستم ازش کمک بگیرم. همچنین تجربیاتی که سایر دانشآموزان تو کانال کنکور سلام میذاشتن، من بنا به اونا میاومدم چندین بار تا روز مصاحبه با مادرم همین مسئله مصاحبه و جلسه مصاحبه رو با هم تمرین میکردیم. و خیلی روی اون آپشنها و مراحل مختلفی که داشت تمرکز کردیم و بارها من اینا رو با خودم تکرار و تمرین کرده بودم که روز مصاحبه کم نیارم. مصاحبه عمومی همون بحث سوالات عقیدتی و سیاسی و همچنین مباحث عمومیایه. من اون روز، چون سال قبل دوستانی که یک سال پشت بودن مصاحبه عمومیشون رو همون پارسال حساب میکردن، منم همون یک بار شرکت کردم. خوشبختانه مطالب رو سعی کرده بودم مرور کنم، همون مطالب معروف و چیزهایی که وجود داشت و همه میدونستن رو من مرور کرده بودم. خدا رو شکر اون روز مصاحبه عمومی چند تا سوال عقیدتی پرسیدن، خیلی وارد مسائل سیاسی نشدن با من. با چند تا سوال، فکر میکنم حداکثر ۲۰ دقیقه تونستم مصاحبه عمومی رو انجام بدم. فکر میکنم اونجا نمره قبولی رو گرفته باشم، چون سال دوم ما رو دوباره دعوت نکردن به مصاحبه. و مصاحبه اختصاصی هم به همین شکلی بود که گفتم خدمتتون. من خیلی تمرین میکردم و وقتی رفتم روز مصاحبه، دیدم خیلی چیز راحتی برام شده، چون تمرین کرده بودم و میتونستم از پسش بربیام. تونستم مرحله به مرحله… اول به چند گروه تقسیم شده بودیم، چهار مرحله بود و هر گروه یک مرحله انجام میداد، بعد گروه بعدی جای اونا رو میگرفت. به طور کلی خیلی تونستم تو مصاحبه به لطف همون وبینارهای کنکور سلام نتیجه بگیرم.
خیلی عالی، خدا رو شکر که همینطور بوده و برات مفید بوده. و اما بریم سراغ بعد از مصاحبه. آها، ترازش رو یادمون رفت. راستی ایمان جان، تراز مصاحبهت چند شد؟
بله، مصاحبهم ۷۷۰۰ بود.
۷۷۰۰، بسیار هم عالی. و اما بریم سراغ لحظه اعلام نتایج. لحظه شیرین. میخوام از حست بگی اون موقع. خانواده، خودت چه حسی داشتین وقتی که نتایج اعلام شد؟
درسته. من واقعیتش خیلی منتظر اعلام نتایج بودم. یعنی میتونم بگم اون تقریباً یک ماه و نیم بعد از مصاحبه که تا نتایج مونده بود، من خیلی منتظر بودم. یادمه تو وایتبردم نوشته بودم این روزها رو. مثلاً گفته بودم حدوداً اواسط مردادماه اعلام نتایج میشه. من روزها رو مینوشتم، مثلاً یکم، دوم، و هر روزی که میگذشت یه خط میآوردم روش. تا همون روز ۲۶ام بود که اعلام نتایج شد. خیلی سعی کردم که با چیزهای مختلف خودم رو سرگرم کنم. چون خیلی برام مهم بود، هم برای خودم و هم خانوادهام، بهخصوص مادرم. چون خودش بازنشسته فرهنگیه و میخواست یه جورایی همون پیشه و شوق خودش رو من ادامه بدم. برای همین یادمه سال اول که قبول نشدم، خیلی ناراحت شد و یه جورایی میخواستم به خودم ثابت کنم که میتونم خوشحالش کنم. برای همین با مادرم خیلی این انتظار رو کشیدیم تا روز اعلام نتایج. یادمه خیلی اتفاقی رفته بودم پیتزا بخرم و تو راه برگشت بودم که گوشیمو چک کردم، دوستان پیام فرستاده بودن و دیدم که قبول شدم. بعد همون موقع تا خونه دویدم و اومدم خونه، دیدم همه متوجه شدن، نگاه کردن نتایج رو و خیلی همهشون خوشحال بودن. مادرم داشت زنگ میزد به اطرافیان، خواهرم به دوستاش. یادمه یکی از دوستان که صمیمیترین دوستمه، سال اول قبول شد فرهنگیان و من همون یک سال پشت رو خیلی گرفته بودم که چرا پیششون نیستم تو دانشگاه. دیگه به خودم قول داده بودم اگه قبول شدم، اولین نفری باشم که بهش زنگ میزنم. دیگه همین شد که زنگ زدم بهش. یادمه بعداًها که واسم تعریف میکرد، میگفت انقدر سر و صدای خونتون زیاد بود که من صدای خودت رو نمیشنیدم. خواهرام خیلی خوشحال بودن. خواهرام یه فیلمی هم گرفتن از من و مادرم. مادرم اون کاغذهایی که باهاش سناریوهای مصاحبه رو تمرین میکردیم و روش مینوشتیم، همه رو جمع کرده بود، میگفت برای روز قبولی. دیگه مادرم اینا رو باهاش شاباش میکرد روم و خواهرم فیلم میگرفت ازم و این خیلی خاطرهانگیز بود.
خیلی خوب، خیلی خوب. چه حس خوبی. این حس رو واقعاً آرزو دارم برای تکتک بچهها. امیدوارم که انشاءالله همهشون بهش برسن. و اما حرف آخر ایمان جان، یه توصیه دوستانه و برادرانه به بچهها.
بله. واقعیتش من یه نکتهای که خودم خیلی بهش توجه کردم و میخوام دوستان بینندهم بهش توجه کنن و ازش کمک بگیرن، همینه که قبل از همهچیز به مسیر و هدفی که دارن باور داشته باشن. یعنی این اطمینان درشون ایجاد بشه که میتونن یه روز به اون جایگاهی که میخوان برسن. حالا چه مقصد فرهنگیان باشه یا هر چیز دیگه و هر هدف دیگهای. اگه اونا اون امید رو داشته باشن و اون باور رو در خودشون بتونن ایجاد کنن، خیلی راحت میتونن موفق بشن. کافیه پشتکار و صبر هم کنارش بذارن تا این مثلث باور، پشتکار و صبر تشکیل بشه و بتونن به هدفشون برسن. بخش صبر و صبور بودن تو مسیر کنکور خیلی اثرگذاره به نظر من. توصیه میکنم خیلی صبور باشن، چون نتیجه لحظهای نیست. تلاش شما باید مداوم باشه، ولی اون نتیجه در همون لحظه اتفاق نمیافته. برای همین باید بتونی که برای اون نتیجه صبر کنی.
دقیقاً. خیلی ممنونم ازت ایمان جان. واقعاً نکاتی که گفتی خیلی درست بود. یه سال پشت کنکور موندن و این صبر و باور به اون مسیر بود که تونست موفقش کنه ایمان جان رو. و واقعاً این لحظات رو، لحظه قبولی رو، برای تکتکتون آرزو دارم و مطمئنم که بهش میرسید رفقای عزیز کنکور سلامی و معلمهای آینده. منتظر قسمتهای بعدی باشین. ممنونم از ایمان جان. خیلی ممنونم که تا اینجا همراهمون بودین رفقای عزیز کنکور سلامیمون. فعلاً خدانگهدار همه.
فایل ویدئویی گفتوگو با ایمان سمیعی
این محتوا چقدر برای شما مفید بود ؟
امتیاز شما به ما انرژی بیشتری میده :
میانگین امتیاز ها 5 / 5. شمارش امتیاز 1
اولین نفری باشید که امتیاز میدید:))




