4.3
(12)
آسیه رمضانپور

فایل صوتی گفت‌وگو با آسیه رمضانپور

هیچ چیز شیرین‌تر از شنیدن قصه موفقیت کسی نیست که دقیقاً همان مسیری را رفته که تو در ابتدای آن ایستاده‌ای. این مصاحبه، دقیقاً همین قصه واقعی و شنیدنی است. امروز میزبان کسی هستیم که با انگیزه و پشتکار، موانع کنکور و مصاحبه را یکی پس از دیگری کنار زده تا به آرزوی معلمی برسد. در این گفت‌وگو، از تجربه‌های درس‌خواندن، مقابله با ناامیدی و رمز و رازهای یک مصاحبه موفق می‌شنوید. برای دیدن مطالب بیشتر مرتبط با «مصاحبه با قبولی فرهنگیان» با کنکور سلام همراه باشید.

نام و نام خانوادگی: آسیه رمضانپور

رشته دبیرستان: ریاضی

نام استان: تهران

رشته و دانشگاه قبولی: آموزش فیزیک، دانشگاه فرهنگیان نسیبه تهران

مصاحبه‌گر: فاطمه کیانفر

کنکور سلام، آکادمی تخصصی کنکور فرهنگیان

خودتو معرفی می‌کنی عزیزم؟

بله. من آسیه رمضانپور هستم، قبولی رشته آموزش فیزیک در دانشگاه فرهنگیان نسیبه تهران.

اهل کجایی؟

تهران.

رشته دبیرستانی چی بود؟

ریاضی بودم.

الان که اینجا نشستی داریم صحبت می‌کنیم، اگه بگن چشماتو ببند، اولین تصویری که از خودت توی آغاز این مسیر قبولی داشتی چطوری بوده؟ چه شکلی بوده؟ چی میگی؟

مسیر فرهنگیان برای من پر از فراز و نشیب بود، پر از نشدن‌ها. طوری که من خیلی ناامید بودم، نمی‌دونستم باید دقیقاً از چه منبعی استفاده کنم برای شروع و به کی اعتماد کنم. ولی در ادامه مسیر وقتی که با کنکور سلام آشنا شدم، کم‌کم واسم مسیر روشن شد. پس شروعش یه سردرگمی بود.

اولین باری که فکر کردی می‌خوام معلم بشم کی بود؟ اصلاً فکر می‌کردی معلم بشی یا اصلاً هیچ هدفی برات نداشته، جایگاه دانشگاه فرهنگیان هیچ جایگاهی برات نداشت؟

اولش نه. من هیچ وقت فکر نمی‌کردم که یه روزی بخوام توی این مسیر قرار بگیرم. ولی همه چی از سال یازدهم برای من شروع شد. البته این سال یازدهمم یه مقدمه‌ای داشت. وقتی که وارد متوسطه دوم شدم، درس فیزیکمون تخصصی شد و یکی هم چالش‌برانگیز بود هم برای خودم هم برای همکلاسیام. از اونجا من دوست داشتم که اون چیزی که خودم یاد گرفتم، برای حل کردن مشکلات همکلاسیام توی زنگای تفریح باهاشون فیزیک کار می‌کردم. این باعث شد که سال یازدهم مدیرمون به من پیشنهاد بده که توی مسابقات همیار معلم شرکت کنم. یه مسابقه‌ای که بین مدارس برتر تهران داشت برگزار می‌شد و شاید شانسی نداشتیم که مدرسه ما بخواد اونجا مقام بیاره. اما مدیرمون به من اعتماد کرد و من اونجا مقام سوم رو کسب کردم. وقتی هم که اومدم، دوستان بهم انگیزه دادن که تو می‌تونی تو این مسیر موفق بشی.

شروع جدیت کی بود؟ یعنی اینکه دیگه خب من برنامه‌ریزی بکنم، تعلیم بخونم، هوش بخونم، برای مصاحبه آماده بشم. کی شروع کردی؟

آماده شدن برای مصاحبه رو، برای کنکور رو دقیقاً آذر ماه ۴۰۳ بودش. من وقتی که سال یازدهمم تموم شد و وارد سال دوازدهم شدم، تمرکزم کامل روی کنکور سراسری رفت، چون می‌خواستم که آموزش فیزیک رو توی یکی از دانشگاه‌های تهران قبول بشم. اما وقتی که دوستان بهم پیشنهاد دادن که چرا کنکور فرهنگیان ثبت‌نام نمی‌کنی، چون که شانس قبولیشو داری، خب این ایده افتاد به سرم. و دقیقاً دی ماه ۴۰۳ بودش که من دیگه گفتم اگه می‌خوام شروع کنم، باید از همین الان شروع کنم به منابع خوندن. اینجوری شد که یه سرچی زدم و تنها مجموعه‌ای که واسه من بالا اومد، کنکور سلام بود.

خب پس از طریق کانال تلگرامی کنکور سلام باهامون آشنا شدی. چرا بهمون اعتماد کردی؟ این همه موسسه برای کنکور فرهنگیان دارن فعالیت می‌کنند، چرا کنکور سلام؟

من بیشتر دنبال یک موسسه‌ای بودم که بتونه آزمون‌های آزمایشی کنکور فرهنگیان برگزار کنه، مثل آزمون سراسری که مجموعه‌های دیگه میان آزمون‌های مشابه برای آمادگی بیشتر دانش‌آموزان برگزار می‌کنند. وقتی که سرچ کردم، فقط مجموعه کنکور سلام بودش که اومد بالا. و این واسم خیلی جالب بودش که یعنی هیچ مجموعه دیگه‌ای کنکورهای آزمایشی برگزار نمی‌کنه. و وقتی هم که وارد کانال تلگرام شدم و رضایت‌های پارسال بچه‌ها رو خوندم، واقعاً اعتمادم جلب شد.

کدام یک از محصولات و خدمات کنکور سلام استفاده کردی؟

همون آزمون‌های آزمایشی برای آمادگی بیشتر، و برای آمادگی در مصاحبه‌ام کتاب مصاحبه رو گرفتم.

آزمون‌های آزمایشی رو همه رو شرکت کردی و درصد و کارنامه و تعداد درست و غلط رو همه رو بررسی می‌کردی؟

بله، تحلیل می‌کردم.

کانال بله کنکور سلام

تحلیلت به چه صورت بود؟

در شروع داستان، خب من چون خیلی منظم درس نمی‌خوندم، این باعث می‌شد که یکم اعتماد به نفسم بیاد پایین و فکر می‌کردم که خب هیچ شانسی ندارم که بخوام توی کنکور قبول بشم. اما هر آزمون که می‌گذشت و من اون تحلیل‌های ویدیویی رو نگاه می‌کردم و اشتباهاتمو متوجه می‌شدم، باعث می‌شد که بیشتر انگیزه بگیرم واسه ادامه دادن و دیگه اون اشتباهاتو تکرار نکنم. طوری که سر جلسه آزمون من دقیقاً می‌دونستم که می‌تونم به کدومش درست‌تر جواب بدم.

بزرگ‌ترین چالشی که توی این مسیر از همون روز اول تا روز قبولی داشتی چی بود؟

برای وقتی بودش که انتخاب رشته می‌خواستم بکنم. و من کلاً ۱۰ تا کد رشته رو زده بودم، به خاطر شرایطی که حالا خانواده داشتن. و از اون ده تا کد رشته فقط یه کد رشته رو قبول شدم. خیلی ناامید بودم، چون فکر می‌کردم که خب با این ترازی که آوردم اصلاً هیچ شانسی قبولی ندارم که همون یه کد رشته رو بخوام ادامه بدم. ولی شدش، آخرش دقیقاً همون یکی شد و این واسم خیلی جالب بود. و سر هر مصاحبه‌ای هم که می‌خواستم برم یه ایرادی به وجود می‌اومد. جنگ شد، همه چی عقب افتاد. مهلت داشت تموم می‌شد، سایت داشت بسته می‌شد، و من اینترنت نداشتم. یعنی اونجا اینترنت طوری نبود که من بتونم وارد گوگل بشم و بخوام ثبت‌نام بکنم واسه مصاحبه.

یعنی چه؟ سایت سامانه ارزیابی رو نمی‌تونستی باز کنی؟

بله، چون که نت ملی شده بود، نمی‌تونستم از گوگل استفاده کنم و مهلت داشت تموم می‌شد. حالا به محض اینکه اینترنت‌ها وصل شد و من می‌خواستم برم، متوجه شدم که باید واسه کارت ملی اقدام می‌کردم و کارت ملیم سه چهار روز دیگه امکانش فراهم می‌شد. و این مهلت هی داشت تموم می‌شد و هی تمدید می‌شد. دوباره من دوباره امید می‌گرفتم، دوباره ناامید می‌شدم. یعنی هر دفعه یه به قولی سنگی می‌افتاد جلوی پام که می‌خواست منو ناامید کنه. این خیلی سخت بود واسم. اما در آخر همش شد و الانم که اینجام.

روز کنکور چه اتفاقایی گذشت؟ یعنی اینکه دفترچه اختصاصی فرهنگیان رو گرفتی، سوالا رو دیدی، حست اون لحظه چی بود؟

روز کنکور برای منی که اولین بار بود توی این فضا قرار می‌گرفتم، یکمی استرس داشت. اما من اون صبحی که می‌خواستم برسم به اون دانشگاهی که قرار بود کنکور بدم، از یکی از خدمات رایگان کنکور سلام استفاده کردم که اسمش مرور سریع کتاب تعلیم و تربیت بود. این تمام استرس منو از بین برد. یعنی کامل همون چیزی بودش که می‌خواستم. یه جمع‌بندی خیلی سریع، در حد اون دو ساعتی که توی راه بودم. وقتی که اونو خوندم و وقتی رفتم سر جلسه، ۹۰ درصد همون چیزایی بودش که داخل پی‌دی‌اف بود و من تا اونجایی که تونستم همه رو جواب دادم.

من این جزوه، جزو منابع رایگان کنکور‌سلام بود. چند درصد سوالاتی که توی کنکور دیدی با سوالات آزمون‌های آزمایشی اشتراک داشت و تطابق داشت؟

هم از نظر سبکش هم از نظر طرح سوال می‌تونم بگم ۹۰ درصد همون چیزی بودش که من قبلاً تمرین کرده بودم.

درصدهای تعلیم و هوشتو بهم میگی؟

بله. تعلیم و تربیتمو ۵۸ درصد زدم و هوش رو ۲۵ درصد.

بیایم جلوتر. موقع جنگ که خودت گفتی چقدر چالش داشتی، و لحظه دعوت شدن به مصاحبه، اون شرایط جنگی و اون اضطراب، اون انرژی منفی رو چطور تونستی کنترل بکنی و متمرکز بشی روی مصاحبت؟

اول از همه اون امیدی که پدر مادرم به من داشتن هیچ وقت باعث نشد که من کامل ناامید بشم. یعنی شاید یه جاهایی یکم ناامید می‌شدم و می‌خواستم که دیگه ادامه ندم، اما اون امیدی که پدر مادرم به من داشتن واقعاً انگیزه خیلی زیادی بود واسم. و توی اون شرایط جنگی هم، ما متاسفانه چون خونمون دقیقاً نزدیک یکی از پایگاه‌ها بود، خیلی مورد هدف قرار می‌گرفتیم و استرس خیلی وحشتناکی رو داشتیم. ولی وقتی که خب جنگ تموم شد و هفته بعدش من دعوت شدم به مصاحبه، تونستم دقیقاً با همون کتابی که تهیه کرده بودم تمام سوالاتو جواب بدم.

توی مصاحبه چالشی بود که بگی من قبلاً براش آماده نشدم، توی کتاب مصاحبه؟ حالا چه توی گزینش چه تو کانون ارزیابی. به مشکل خاصی برخورد کردی؟

نه. از لحاظ اون سوالاتی که از من می‌پرسیدن واقعاً شک و شبهه‌ای نبود. ولی اون شخصی که داشت از من مصاحبه می‌کرد، طوری بودش که بعد از هر سوالش با یه لحنی ازم می‌پرسید که “مطمئنی؟ داره این حرفو می‌زنی؟” یعنی قشنگ می‌خواست حس شک رو به من القا کنه. ولی خب من چون از قبل همه سوالا رو خونده بودم و بلد بودم، کامل گفتم که آره مطمئنم، چرا که نه.

کانون ارزیابی چطور؟ همه مراحل برات آشنا بود یا اینکه تازگی داشت برات؟

نه، واسم آشنا بود. بدون استرس و خیلی راحت.

بعد، یه نکته: کنکور تیر رو می‌خواستی شرکت بکنی و شرکت کردی. توی اون شرایط که از یک طرف جنگ رو داریم، از یک طرف برای مصاحبه باید آماده بشی، از یک طرف برای تیر باید بخونی، اینو چطور کنترل کردی؟ چطور مدیریت کردی؟ کدوم رو اولویت قرار دادی؟

من همونطور که گفتم، به خاطر اینکه از بین اون ده تا کد رشته فقط یکیشو قبول شده بودم و خیلی ناامید بودم، اومدم کنکور تیرمو توی اولویت اول گذاشتم و بیشتر وقتمو واسه اون گذاشتم. من روز ۲۳ تیر ماه مصاحبه تخصصیم بود و ۲۶ تیرماه هم کنکور داشتم. یعنی همزمان باید جفتشون می‌خوندم و خودمو آماده می‌کردم. و یکم سخت بود واسم. با اینکه اولویتم کنکور تیرم بود، اما خب تونستم مصاحبه رو خیلی خوب بدم.

تراز مصاحبت چقدر شد؟

۶۰۰۰ و خورده‌ای.

بریم به لحظه اعلام نتایج. چه حس و حالی اون لحظات داشتی؟ و اولین نفری که خبر قبولیتو بهش دادی کی بود؟ سایت سازمان سنجش که باز شد، می‌تونستی ببینی. کامل اون حس و حال رو می‌خوام توصیف کنی.

اون روز صبحش مدرسه ما یه مراسم برگزار کرده بود و من رفتم مدرسه. و وقتی که برگشتم، یکی از همون دوستایی که باهاش داخل مدرسه بودم گفتش که سایت سنجش همین الان نتایج رو گذاشته. من اینجوری بودم که الان میزنه قبول نشدی. خودتو آماده کن، نگران نباش، اشکال نداره، مسیرهای دیگه‌ای هستش که تو می‌تونی بری. ولی وقتی باز کردم و دیدم سبز خورده آموزش فیزیک، دقیقاً همون چیزی که می‌خواستم: آموزش فیزیک دانشگاه فرهنگیان. مثلاً رو ابرا بودم. نمی‌دونستم خوابم بیدارم، این واقعیه، شاید اصلاً سایت باگ داره، شاید اشتباه داره میزنه. ولی واقعی بود.

به کی زنگ زدی خبر قبولیتو دادی؟

اولین نفر اون روز پدر مادرم خونه نبودن. و وقتی که بهشون زنگ زدم، اولش خواستم بازی دربیارم، گفتم که قبول نشدم، همون چیزی که گفته بودم. گفتم امتیاز کافی رو نیاوردم. گفتن داری دروغ میگی. اولش یه استرسی بهشون دادم ولی بعد گفتم که قبول شدم. خیلی خوشحال شدن.

این مسیری که سپری کردی، شده بود که ناامید بشی، کلاً بی‌خیال کنکور فرهنگیان بشی، بگی که دیگه من شانسی ندارم، همه میرم روی کنکور تیر تمرکز کنم؟

بله دقیقاً. از بعد از جنگ بودش که ناامیدی یکم بیشتر شد. همون از لحاظ اینترنتی که گفتم، مهلت هی داشت تموم می‌شد. کامل ناامید بودم. و حتی روز مصاحبه تخصصی که بیست و سوم تیر بود، من صرفاً رفتم که شرکت کرده باشم، چون می‌دونستم که قبول نمی‌شم. اما وقتی که قبول شدم باورم نمی‌شد.

مهمترین عامل موفقیت چی بود و چرا؟

اون چشم امیدی که پدر مادرم بهم داشتن. راستش خجالت می‌کشیدم که بگم بذار بیخیالش بشم. و اون تشویق‌هایی که اطرافیانم داشتند. مثلاً یکی از دوستام که خودشم فرهنگیان می‌خونه، خیلی با من در ارتباط بود که “آسیه تو میتونی از پسش بر بیای، باید بتونی، تو به درد این کار می‌خوری.” همین باعث می‌شد که اون ناامیدی‌هایی که بعضی وقتا می‌اومد سراغم، بره.

کانال روبیکا کنکور سلام

یه طرز فکری بین بعضی از بچه‌های داوطلب کنکور فرهنگیان وجود داره که میگن برای تعلیم و تربیت و هوش و استعداد هیچ منبعی لازم نیست بخونیم، حالا کتابای دینی رو یه هفته مونده به کنکور جمعش می‌کنیم. هیچی لازم نیست، هزینه نکنیم، همینطوری بریم سر جلسه کنکور. چی میگی بهشون؟

وقتی که شما هدف دارید که معلم بشید و خدا هم این استعداد رو درون شما قرار داده، شما باید همه جوره واسش سرمایه‌گذاری کنید، چه از نظر زمانی چه از نظر جانی چه از نظر مالی. و خب وقتی که یک سری از مجموعه‌ها مثل کنکور سلام میان این مسیر رو واسه شما انقدر ساده‌تر می‌کنن، چرا نباید استفاده کرد؟ مثلاً همون کنکورهای آزمایشی به من خیلی کمک کردن که اصلاً من با این فضای کنکوری بیشتر آشنا بشم، بدونم که قراره چه سوالایی رو ببینم. کسی که حالا این طرز فکر رو داره و می‌خواد کلاً یه هفته این کتابو ببنده، من میگم که شکست خیلی بزرگی در انتظارته. چون که این کتاب سه فصلی رو اصلاً یه هفته جمع نمیشه. مخصوصاً قسمت مهارت معلمیش.

برای مصاحبه چی؟ واقعاً لازمه آدم هزینه بکنه و یه منبع معتبر تهیه بکنه یا همینطوری با اطلاعات عمومی جمعش کرد؟

نه واقعاً با اطلاعات عمومی نمی‌شد. همین که باید یه آمادگی داشته باشی. چون مثلاً خود من تا حالا توی مصاحبه نرفته بودم. خب برای کسی که تا حالا تو این شرایط قرار نگرفته، باید یه منبعی باشه که ازش استفاده کنه و یاد بگیره، اگر واقعاً می‌خواد موفق بشه.

منابع رایگان چی؟ منابع رایگان می‌تونن کامل بهشون دل ببندیم، بهشون اعتماد بکنیم، خیالمونو راحت بکنن؟

خیلی بستگی داره به اون مجموعه‌ای که داره اینو ارائه میده. اگر قابل اعتماد باشه مثل کنکور سلام که خیلی از مطالب رو رایگان در اختیار قرار دادن، آره من خودم باشم قطعاً اعتماد می‌کنم. اما خب موسسه‌هایی که به قولی تازه دارن یه سری طرح‌ها دارن ارائه میدن، شاید کافی نباشه واسه هدفت.

من یه کلمه میگم، تو سریع حست رو توی یکی دو کلمه به این کلمه بگو:

معلم

تربیت

مصاحبه فرهنگیان

استرس

آزمون آزمایشی

راه میانبر

محمد انصاری

برادر

کنکور سلام

افتخار

جشن از جزیره برای معلمان ایران

هیجان

اگه یه نفری ازت راهنمایی بخواد برای قبولی توی فرهنگیان، کنکور سلام رو بهش پیشنهاد میدی؟

قطعاً پیشنهاد میدم. همین دوستی که بهتون گفتم، خودش داشت از یه سری منابع دیگه‌ای استفاده می‌کرد که به قول شما رایگان بود و یه کم سایت‌های متفرقه و اینا بود. ولی وقتی که دید من با این مجموعه نتیجه گرفتم، گفتش که از کدوم مجموعه استفاده کردی، به منم پیشنهادش بده. و من گفتم که قطعاً کنکور سلام، تو هم حتماً اینو شرکت کن که تا بتونی قبول بشی.

آخرین جمله‌ای که می‌خوای همه بشنوند.

اگر هدفتون فرهنگیانه حتماً به کنکور سلام اعتماد کنید. و جمله‌ای که: من آسیه رمضانپور هستم، قبولی آموزش فیزیک در دانشگاه فرهنگیان نسیبه تهران.

این محتوا چقدر برای شما مفید بود ؟

امتیاز شما به ما انرژی بیشتری میده :

میانگین امتیاز ها 4.3 / 5. شمارش امتیاز 12

اولین نفری باشید که امتیاز میدید:))

مطالب زیر را حتما دنبال کنید

2 دیدگاه در “گفت‌وگو با آسیه رمضانپور قبولی آموزش فیزیک

  1. خادم المهدی گفت:

    😍😍

  2. محدثه گفت:

    باکلمه به کلمه این مصاحبه اشک ریختم چون دقیقا دارم لمس میکنم سختی رسیدن به این خواسته و هدف رو اونم یاکلی انتظار معلم شدن تو سن ۲۸ سالگی ….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *